حمد وستایش خدا
حمد وستایش خدا
بسم الله الرحمن الرحیم/ باغ دل آدمیان را نسیم
بسم الله الرحمن الرحیم/ مصرع برجسته نثر قدیم
بسم الله الرحمن الرحیم /غنچه سر بسته راز حکیم
بسم الله الرحمن الرحیم/ هست صلائی سر خوان کریم ( جامی )
بسم الله الرحمن الرحیم/ اعظم اسمای علیم حکیم ( جامی )
بسم الله الرحمن الرحیم/ هست نمک برسرخوان کریم (معراج الدین واصف)
بسم الله الرحمن الرحیم/ آیت الطاف خدای کریم ( سید محمود آزاد )
بسم الله الرحمن الرحیم/ نص صحیح است وکلام حکیم ( خوانساری )
بسم الله الرحمن الرحیم /طائر فرخنده ی وحی قدیم ( محب علی خان )
بسم الله الرحمن الرحیم/ کعبه ی جان و دل اهل نعیم ( عبد الرئوف وحید )
بسم الله الرحمن الرحیم /حرف نخست است ز نظم حکیم
گوهر یک دانه ی درج قدیم/ نغمه ی مرغان ریاض قدیم
هست ز گلزار الهی شمیم/ مخزن الاسرار خدای کریم ( عبدالعلیم عاصم )
به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه بر نگذرد ( فردوسی )
ای نام تو بهترین سر آغاز/ بی نام تو نامه کی کنم باز ( نظامی )
به نام آن که هستی نام ازاو یافت/ فلک جنبش زمین آرام ازاو یافت
فلک بر پای دار و انجم افروز /خرد را بی میانجی حکمت آموز ( نظامی )
به نام آن که گنج جسم و جان ساخت/ طلسم گنج جان هر دو جهان ساخت ( عطار )
به نام کردگار فرد بی چون/ که ما را از عدم آورد بیرون ( عطار )
به نام آن که جان را نور دین داد/ خرد را در خدا دانی یقین داد ( عطار )
به نام خدائی که جان آفرید/ سخن گفتن اندر زبان آفرید ( سعدی )
اول دفتر به نام ایزد دانا /صانع و پروردگار حی توانا ( سعدی )
به نام آن که جان را فکرت آموخت /چراغ دل به نور جان بر افروخت
توانائی که در یک طرفه العین/ زکاف و نون پدید آورد کونین( شبستری)
به نام آن که تن را نور جان داد /خرد را سوی دانائی عنان داد ( دهلوی )
به نام آن که جان را زندگی داد /طبیعت را به جان پایندگی داد( دهلوی )
به نام آن که جان ازاونشان یافت/ زبان آموخت حرف ونطق جان یافت ( دهلوی )
به نام پادشاه عالم عشق /که نامش هست نقش خاتم عشق (محمدعصار)
به نام چاشنی بخش زبان ها /حلاوت بخش معنی دربیان ها ( وحشی بافقی )
زهی نام تو سر دیوان هستی/ تورا برجمله هستی پیش دستی (وحشی بافقی )
بیا ساقی اسباب می ساز کن /سر خم به نام خدا باز کن ( فیاض لاهیجی )
آرم آغاز در این نامه زنو نام خدا را/ آن که آشفته ز گیسوی بتان خاطر ما را ( سامانی )
به نام دوست گشائیم دفتر دل را /به فر عشق فروزان کنیم محفل را (نظام وفا )
منبع : هزار سال آغاز سخن با نام خدا
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی بایدچشید