زندگی تصویریست! قلم و کاغذ و رنگش از توست. قلمت را بردار! و به نقاشی آن همّت کن! گاه گاهی دو سه گامی به عقب پای گذار، و تماشایش کن. گر پسندیدی آن، حرفی نیست. غیر از آن بود، هنوز، کاغذ و رنگ و قلم در کفِ توست. تا زمانی باقیست، قلمت را بردار و به رنگی خوش تر، روشن و روشن تر، نقشِ دیگر انداز. و به پیکارِ سیاهی پرداز…
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۴ ساعت 23:23 توسط جواد عطارزاده
|
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی بایدچشید دنیای ادب و ادبیات ، دنیایی سراسر عشق و معرفت است . دنیایی متفاوت . دنیایی لطیف و زلال. اما دریغ که این دنیای اشنای آشنا ،غریب و تنها و نا آشنا مانده و در سکوت خود فریادی از التماس و تمنا دارد. بیایید با درک این آشنای نا آشنا ،پلی بزنیم بر احساس و ادراک زبان پارسی . همکاران محترم ادبیات با همکاری هم نگذاریم این اتفاق پایدار بماند. دانش آموز عزیز شما هم می توانید با ارسال دل نوشته های ادبی خود این باغ را گل آرایی کنید . عطارزاده / دبیر ادبیات فارسی / ناحیه 3 مشهد مقدس